گذشتن از هفت خان کار دشواری را با پیروزی به پایان رساندن

حجم فایل : 454.2 KB
نوع فایل : پاور پوینت
تعداد اسلاید ها : 17
بنام خدا درس 4: گذشتن از هفت خان کار دشواری را با پیروزی به پایان رساندن.
شروع ماجرا اسیر شدن کیکاووس(پادشاه ایرانی) با شماری از بزرگان سپاه خود در جنگ دیوان مازندران و حرکت رستم برای نجات آنها
شروع حرکت رستم از زابلستان به مازندران خان اول دریده شدن شیر قوی پنجه توسط رخش
خان دوم گذشتن از بیابان سخت و راه دراز و رسیدن به چشمه
خان سوم کشتن اژدها توسط رستم به کمک رخش
خروشید و جوشید و برکند خاک زسمش زمین شد همه چاک چاک چاک چاک : پاره پاره بیت مبالغه دارد بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش بیت مبالغه و تشبیه دارد خان چهارم کشتن جادوگر حیله گر با یاری خدا
بینداخت چون باد خم کمند سر جادو آورد با گربه بند کمند: طناب، بند، ریسمان ناگه: مخفف ناگهان
بند: طناب، ریسمان، اسارت بیت تشبیه دارد میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پر از بیم کرد
میان: کمر جادوان: جادوگران زو: مخفف ازاو بیم: ترس خان پنجم اسیر کردن پهلوانی به نام اولاد
اولاد: نام پهلوانی است که در خان پنجم، رستم با وی و سپاهیانش مواجه می شود دوباره با آن مبارزه می کند و آن ها را تارومار می کند و به وی می گوید اگر محل دیو سپید را به او نشان دهد، او را شاه مازندران خواهد کرد در غیر این صورت او را خواهد کشت اولاد نیز محل دیو سپید را به رستم نشان می دهد. خان ششم غلبه بر ارژنگ دیو به کمک اولاد
چو رستم بدیدش برانگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گشسب
برانگیخت: به حرکت درآورد تاخت: حمله کرد آذر گشسب: آتش تند و تیز، در شاهنامه کنایه از هر چیز مورد نیازش آمده و نیز اسم یکی از پهلوانان است.
بیت تشبیه دارد سرد گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر
یال: موهای بلند و پشت گردن اسیر بیت تشبیه دارد. اژنگ دیو: نام یکی از
سرداران دیو سپید بود.
اولاد دیو، رستم را به محلی که دیو سپید، کاووس را در آن در بند کرده بود، برد وقتی به آنجا رسیدند متوجه شد، یکی از سرداران دیو سپید به نام ارژنگ دیو، مأمور نگهبانی از کاووس است. رستم ارژنگ دیو را از بین برد و سپاهیانش ازترس پراکنده شدند. خان هفتم کشتن دیو سپید
ز بهر نیایش سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست
بجست: پیدا کرد، یافت
از آن پس نهاد از بر خاک، سر ...